فلاطون می گوید"در شهر بد، ستم فرمانروایی میكند".بمفهوم مخالف سخن او،شاخصه خوب بودن شهر،استقرار حق و عدل و امنیت مبتنی بر عدالت است.شهر انگاه ارامش دارد که حقوق همه شهر وندان پاس داشته شود.عزت و کرامت و شرافتشان تشخص داشته باشد.سوداگرانه و دلالانه به شهر و شهروندان نگریسته نشود.سیمای شهر در مدار خرد بزرگان،انگاه موجه است که آراسته به زیور زیبایی برونی و حسن درونی و اخلاقی و معنوی باشد.از میزان خارج نشدن به تعبیر قرانی و انسانی بودن به تعبیر امروزی وصف شهر مطلوب است.ارسطو شهر را برمدار حقوق شهروندی و کرامت و عزت و خیر توصیف می کند و غایت القصوی سیاست متولیان شهر را پروردن مردمانی بافضیلت و عالیقدر می داند که در اعمال و رفتارشان آثار نجابت و شرافت هویدا باشد؛او قائل است که متصدیان اداره شهر باید خیر شناس و نیکو مسلک باشند.
در حال تکمیل
برچسب:
نویسنده: نیکی نیکفر