حسن جمال عدالت
- گفتن از مناقب امام علی فقط یک خاطره گویی مداحانه نیست.چهره تابناک او صرفا تداعی گر گشودن درب خیبر و شمشیر کوبنده ذولفقار نبوده است.نام او با عدالت و انسانیت عالم گیر شده که مولانا در مثنوی تعبیر می کند"تو ترازوي احد خو بودهای؛ بل زبانه هر ترازو بودهای".پیام منادی "قتل فی محراب عباده لشده عداله"گواهست که باید انگاه که بعنوان حاکم ،همردیف یک یهودی به دادگاه رفته و بدلیل عدم داشتن ادله محکوم بر می گردد یا زمانی که قاضی را بدلیل نگاه نا برابر یا الفاظ امتیاز بخش بین حاکم و شهروندان عادی شماتت می کند یا دست برادر خود را از زیاده خواهی کوتاه می کند یا دختر خود را از امتیازات خاص بر حذر می دارد یا نماینده خود را از اضاعه حق حتی به اندازه گرفتن ران ملخ از دهان مورچه انذار می دهد، یا هیات حکمرانی را به نگاه انسانی و نه درنده گری با مردم دعوت می کند یا با ضارب زندانی خود یک غذا تناول و توصیه به انصاف و گذشت در باره او می کند، بازشناخت.
- قصه سوده همدانی تابلوی علی شناسی است.انگاه که نقادانه به سراغ معاویه رفته و مظالم ناشی از بی توجهی وی به مدیرانش را گوشزد می کند و با تهدید منتقد مواجه می شود و در قالب زبان شعر گریزی به امام علی می زند که عدالت با او مدفون شد و خاطره ای نقل می کند که در زمان حکومتش، یکی از مأموران برای جمع آوری صدقات آمده و به مردم ستم کرده ،شکایت پیش علی بردند؛ به محض اطلاع شروع به گریه کرده، و می گوید"پروردگارا! تو گواهی من هیچگاه نگفته ام این مأموران بر مردم ستم کنند و حق تو را رها نمایند"انگاه کارگزار خاطی را توبیخ کرده و به مراعات حقوق مردم اصرار وسواس گونه ورزیده است.
- عدالت، زبان بین المللی دارد.سیمای شکوهمند یک صحنه دادورزی در هر عصر و عرصه،خجسته و خواستنی است.زیباترین تعابیر ادبی و معنوی دنیا در توصیف منش دادگرانه صاحبان قدرت است.انجا که گردن فرازی های قلدرانه را فروکوفته و جمال کبریای عدالت را ارج می نهند.چنانچه نظامی در مخزن الاسرار گفته "عدل بشیری است خرد شاد کن کارگری مملکت اباد کن؛رسم ستم نیست جهان یافتن ؛ملک به انصاف توان یافتن؛مملکت از عدل شود پایدار؛کار تو از عدل تو گیرد قرار.
- دغدغه های تاریخی ما ایرانیان هم هماره از سنخ عدالت پسندی بوده است.مثلا انوشیروان عادل را ستوده ایم به خاطر اینکه وقتی می خواهد ساختمان پایگاه حکومت خود را بنا کند خانه پیرزنی وسط ان زمین واقع شده و چون رضایت وی را جلب نکرده به حکم عدالت با حفظ خانه محقر پیرزن قصر خود را افراشته است یا زنجیر عدالتی که یک سر ان وسط شهر و سر دیگر در دفتر کار اوست تا صدای منتقد و تظلم خواه را بی واسطه بشنود همه صحنه های ستایش برانگیز است .
- عدالت بمفهوم مدرن و امروزین آن همچنان در صدر خواسته های عمومی است.عدالت انگاه که انسانی و مبتنی بر ارزش های نخستین چون تحفظ کرامت انسانی و تکریم ازادی همگانی باشد کیمیای زیست فردی و جمعی است. حکمرانی عادلانه یعنی تبعیض بین مردم نباشد؛حق انتقاد و اعتراض محترم باشد. دستگاه قضایی با نگاه برابر و مستقل عمل کند.قاضی هضم در نظام سلسله مراتب نباشد بلکه مدهوش و ذوب در انصاف و دادورزی باشد.ضابط برای قاضی تعیین تکلیف نکند بلکه همگان طی یک نظم قانونی دایر بر مدار انصاف و کرامت پیش روند.قانون ابزار خشونت یا تجویز اقتدار یکسویه نا روا و منکوب سازی شهروند نگردد.مگر امروز تفسیر عینی و عرفی جز این موارد از عدالت داریم؟
- دستگاه قضایی مهمترین ضامن تحقق عدالت است.ببینیم وقتی یک قاضی فدرال امریکا در برابر شخص اول مملکت می ایستد و تصمیم محدود کننده ورود اتباع چند کشور را خلاف اصول انسانی قلمداد کرده و مبادرت به رفع اثر از دستور رییس جمهور متبوع خود می نماید چقدر برای ما ستودنی است؟!وقتی سازوکار پیشرفته دستگاه قضاوتی یک کشور را می بینیم که مستقل و متشخص ضامن حقوق شهروندان و خصوصا محرومان و حتی اتباع بیگانه می شود چقدر برایمان مطلوبیت دارد؟!
- در دستگاه قضایی خودمان نیز وقتی با خیل کثیر قضات ازاده و عدالت پیشه و سیاست پرهیز مواجه می شویم یا خبرایستادگی برابری خواهانه و دادگرانه در برابر اصحاب نفوذ و قدرت و ثروت و رسانه و وعده و وعید را می شنویم چه حس خوبی پیدا می کنیم؟این نیاز به عدالت را باید مکرر در جامعه زنده نگه داریم و بعنوان یک مطالبه هنجارین مدام باز تولید و تکثیر کنیم.چرا که جامعه به عدالت زنده است و ظلم و انقیاد و سکوت در برابر ان،اثار وضعی و مستقیم برگشت ناپذیر بهمراه خواهد داشت.
- جامعه ما بشدت بدین مهم نیاز دارد که حق مردم در ان محترم شمرده شود.هم توسط خود مردم نسبت به هم و هم توسط حکمرانان؛استقلال دستگاه قضا و سیاست پرهیزی در ان بسیار مهم و اسباب اعتماد و اطمینان عمومی است.دسترسی سریع و اسان و ارزان و ایمن به عدالت در دادگستری ،اگر محقق شود باید به اصلاح سایر امور امید بست و غیر از این باشد باید نگران بود.مردم اگر دیر به حق خود برسند یا از تشکیلات دادگستری ناامید باشند فاجعه است.
- قوه قضا باید میاندار دفاع از حقوق انسانی و ازادی و حق نقد و کنش مدنی ازادانه باشد.بطور وسواس انگیزی باید از ورود به منازعات سیاسی اعراض کند و شدیدا میل به استقلال را تقویت نماید.حنضل کشنده و زهر جان گداز در کمین عدالت ،سوگیری های تباری و جناحی و خرج اقتدار قانونی و هیمنه قضاوتی در سبد مناسبات قدرت است.قداست عدالت به دفاع از حقوق انسانی و کرامت و ازادی شهروندان است و این وسیله نباید برای هدفی جز منافع ملموس و واقعی شهروندان و نه پسند صاحبان امتیاز و قدرت و مکنت و قلدری مصروف شود.
- ما به اعتماد حقوق و آرامش عدالت در قلب هایمان نیاز داریم.سرچشمه عظیم ذخایر انسانی کشور چشم امید به ترازوی عدالتی دوخته اند که دست تک تک قضات و مسئولان قوه قضاست ؛باید از نو، خواسته ها را با وضع موجود قیاس کنیم و بدانیم که "کهنه بیرون کن گرت میل نویست"؛مدیریت علمی و رو به رشد این قوه ضمن باز افرینی انتظارات و خوانش مطالبات مردم با نواوری های بی توقف و تغییرات مستمر تا رسیدن به نقطه اطمینان بخش ضرورت انکار ناپذیر است. به احترام عدالت نباید از تلاش باز ایستاد و برای ساختن سازمانی برازنده کرامت انسان و ساحت والای عدالت لحظه ای درنگ روا نیست که به تعبیر امیر عدالت"اساس زندگی در استقرار عدالت است".مردم ما استحقاق دارند از بهترین و کارامد ترین و سالم ترین دادگستری بهره مند باشند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت ۵:۳ ب.ظ توسط محمد صالح نقره كار |
برچسب:
نویسنده: نیکی نیکفر
تاريخ: جمعه
20 مرداد
1396 ساعت: 7:13